نوبت دهی
متن مورد نظر خود را جستجو کنید
گزارش تلویزیون اینترنتی دانشگاه علوم پزشکی تهران

یاد استاد، روایتی از استاد پیشکسوت جراحی و اخلاق، دکتر عبدالحمید حسابی

به یاد استاد عبدالحمید حسابی که در 27 بهمن ماه سال 1309 دیده به جهان گشود؛ در راه طبابت و اخلاق گام برداشت و در تمامی طول زندگی ارزشمندش تا پایان عمر بر منش و اخلاق پزشکی استوار و پایبند ماند.

به گزارش روابط عمومی بیمارستان سینا، دانشگاه علوم پزشکی تهران، صدای گرم و آشنایی که سال‌هاست در جلسات مورنینگ جراحی بیمارستان سینا طنین‌انداز می‌شد… صدایی از جنس آرامش و ایمان. سال‌ها، دستانش چاقوی جراحی را در آغوش داشت و با تکیه بر دانشی ژرف، به طبابت جان‌ها می‌پرداخت.

در کنار تبحرش در جراحی، اندیشه‌اش نیز به روانی و ظرافت قلمی بود که از اخلاق پزشکی و آموزش طبابت می‌نوشت. شاگرد مکتب عدل بودن افتخاری بود که تمام عمر به آن می بالید.

دکتر عبدالحمید حسابی، بیمارستان سینا را نه خانه دوم، که خانه‌ی اول خود می‌دانست. بیماران، شاگردان و همکاران، خانواده‌ی بزرگ او بودند.

در کنار درمان، تدریس را رسالت خود می‌دانست و باور داشت که جادوی نگاه ، معجزه لبخند و اعجاز کلام می‌تواند شگفتی بیافریند؛ و در تاریک‌ترین نقطه‌ها، نوری از امید و آرامش افروزد.

سال‌های پرثمر حضورش در بیمارستان سینا، به ویژه در دوران دفاع مقدس، با خدمت خالصانه و حضور مؤثر در جبهه همراه بود؛ تا چاقوی جراحی‌اش مرهمی شود بر زخم‌های تن خسته‌ی مجروحان وطن.

اوایل دهه‌ی هفتاد، هنگامی که حکم بازنشستگی‌اش را دریافت کرد، هنوز دل در گرو آموزش و درمان داشت. بازنشستگی هرگز نتوانست میان او و سینا فاصله اندازد. او که بنیان‌گذار کنفرانس‌های هفتگی بیمارستان سینا بود، همچنان هر سه‌شنبه در جلسات حاضر می‌شد و با سخنانی از اخلاق و انسانیت در طب، جان تازه‌ای در دل پزشکان جوان می‌دمید.

کلامش چنان نافذ و شیوا بود که دل‌ها را مسحور می‌کرد؛ سخنش نه تنها آموزنده، که الهام‌بخش بود. اندیشه‌ی خیرخواهانه‌اش تا واپسین لحظات زندگی در او جاری بود. روزی تصمیم گرفت تا حتی پس از مرگ نیز تدریس را ادامه دهد. و وصیت کرد: «پس از مرگ، پیکرم را به سالن تشریح دانشگاه بسپارید، تا اندامم در خدمت آموزش نسل آینده باشد.»

او که سال‌ها از علم و معرفت گفته بود، این بار می‌خواست پس از مرگ نیز با سکوتی معنادار از علم بگوید. در سال‌های پایانی عمر، با وجود بیماری، باز هم سینا را تنها نگذاشت.

در روز استاد، با احترامی عمیق به جایگاه استادی بوسه زد و آن را مقدس دانست که در این مکان انسان های فرهیخته ای پرورش یافته و می یابند. شاید آن روز، آخرین وداع با خانه‌ی اولش بود.

زمانی که در بستر همان بیمارستان بستری شد، شاگردانش بر بالینش گرد آمدند؛ با چشمانی پر از عشق، اما دستانی ناتوان از بازگرداندن استادی که عمرش را در خدمت انسانیت گذرانده بود.

او با فروبستن چشمانش، 18 تیرماه 1403دنیایی را ترک کرد که در آن جز خدمت به خلق و عشق به آموزش، یادگاری بر جای نگذاشت.

روح بزرگش آرام گرفت و جسمش، در سالن تشریح دانشگاه علوم پزشکی تهران، به معلمی خاموش بدل شد؛ تا همچنان، برای نسل‌های آینده از علم و انسانیت بگوید.

نام او تا همیشه در یادها خواهد درخشید.

گوینده: رضا آسیابی

تدوین گر
علیرضا براتی
تهیه کننده:

علیرضا براتی

0 نظر برای این مطلب وجود دارد

ارسال نظر

نظر خود را وارد نمایید:

متن درون تصویر را در جعبه متن زیر وارد نمائید *
برای جستجو عبارت موردنظر خود را وارد کنید
تنظیمات پس زمینه